۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۰:۴۱

صفار هرندی: مهمترین دست آورد دو جنگ اخیر افزایش سرمایه اجتماعی بود

صفار هرندی: مهمترین دست آورد دو جنگ اخیر افزایش سرمایه اجتماعی بود

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مهمترین دست آورد دو جنگ تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه اخیر افزایش سرمایه اجتماعی در کشور بود .

به گزارش خبرنگار مهر، محمد حسین صفار هرندی بیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در  نشست علمی «الزامات حکمرانی در دوره پساجنگ» و آیین رونمایی از مجموعه دو جلدی «حکمرانی؛ از نظر تا عمل» ، اظهار کرد:  من با عنایت به مباحث مطرح‌شده در کتاب که عرض کردم، خواندنی است و می‌شود به آن‌ها کرد، این عنوانی را که به تعبیر «حکمرانی پس از جنگ» عزیزان انتخاب کردند، در چارچوب همین بحث می‌خواهم نکاتی را عرض بکنم که از مقصود شما هم عبور نشده باشد.

وی افزود: من معتقدم که مقدماتی‌ترین و یا اولین دستاورد جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روز اخیر، ترمیم سرمایه اجتماعی نظام است. سرمایه اجتماعی آسیب دیده بود. حالا ما این حرف‌ها را در حقیقت در بعضی محیط‌ها، وقتی گفته می‌شود، به عنوان یک دستمایه‌ای برای تخفیف اعتبار نظام از آن استفاده می‌کنند. در محیط اندیشگی، وقتی بحث مطرح می‌شود، آسیب‌شناسانه است و برای تقویت بنیه سرمایه اجتماعی نظام، دلسوزانه مطرح می‌شود. این‌ها با هم فرق دارد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اگر می‌گوییم سرمایه اجتماعی نظام آسیب دیده، این سرمایه اجتماعی به ذات آسیب‌زا نیست؛ یعنی سرمایه اجتماعی نظام در ذات خودش این‌طور نیست که هر روز که می‌گذرد، کوچک‌تر و خفیف‌تر بشود، بلکه عرضی است. این اتفاق به واسطه مثلاً بگوییم آمده شده دولت‌ها مؤثر، نوع مواجهه با مردم مؤثر بوده، فشارهایی که از بیرون می‌آید و ما توانایی مدیریت کردن آن‌ها را گاهی نداشتیم و نداریم، این‌ها مؤثر است.

وی ادامه داد: به همین اعتبار می‌بینیم که وقتی جنگ اتفاق می‌افتد، به فاصله فقط چند هفته بعد از جنگ، مخصوصاً بعد از جنگ ۱۲ روزه که شوکه، در ارزیابی‌ها سرمایه اجتماعی را به صورت جهشی، ما ترمیمش را مشاهده می‌کنیم. مثلاً اگر بگوییم عددی بخواهیم بگوییم، نظام در شرایط ماقبل جنگ ۱۲ روزه نزول کرده بود به حدود ۲۰، بعد از جنگ بالای ۵۰ درصد وحتی بالاتر، جهش می‌کند.

صفار هرندی عنوان کرد: بنابراین، پس آن تصور که اگر در قالب‌های چند تا عنصر، یکی اعتماد عمومی، اعتماد به نظام، اعتماد میان مردم، امید به آینده، مشارکت و حس مشارکت‌جویی برای اداره کشور در مردم، این‌جوری اگر قالب چیزهای اصلی‌اش، عناصر اصلی‌اش فرض بکنیم، به صورت مشهود هم شما در آن ایام می‌بینید.

وی بیان کرد: یعنی در جنگ ۱۲ روزه می‌بینید با مردمی که دارند ضربه می‌خورند، وقتی حرف می‌زنیم، امیدوار است. این امیدواری البته یک بخشش مال تاب‌آوری است که در نیروهای مسلح می‌بینند. می‌بینند که پاسخگویی پیدا کرده، نظام می‌تواند با قدرت‌های بزرگ دنیا پنجه در پنجه بیندازد و کم نیاورد. این خوب، امید، امیدواری‌ها را بالا می‌برد.

وی افزود: اعتماد به نظام را از این جهت بالا می‌برد که می‌بینند مسئولین پای کار حل مشکلات مردم ایستادند؛ از رهبری شهیدمان گرفته که در آن موقعیت هم با سخن گفتنشان امید را منتقل به جامعه می‌کردند، رو افزایش می‌دادند و هم حضورشان در محلی که محل مألوف دیدارهای ایشان بوده، نشان می‌دهد که نظام سرپاست و نظام از آن جنسی نیست که پای آسیب بیرونی وارد می‌شود، مسئولینش این طرف و آن طرف فرار بکنند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مردم سابقه رهبران پیشین کشور را داشتند که البته تداوم بالای سرمایه اجتماعی دائمی هم نیست. بعد از اتفاق جنگ ۱۲ روزه که امیدهای بسیاری برانگیخته شده، اعتماد زیادی به نظام، ولی به واسطه بعضی شاید کم‌کاری‌های ما، اشتباهات ما و فوق آن، تدارک دشمنی که سنجیده و آگاهانه به سراغ ما می‌آید؛ یعنی واقعاً محاسبات دشمن در مواجهه با ما در قصه کودتای ۱۸ و ۱۹ دی که واقعاً باید یا کودتا یا شبه‌کودتا، به معنایی خیلی حساب‌شده بود، در واقع آیین حکمرانی خودشان در مواجهه با ما را ترمیم کردند.

تصور آمریکایی‌ها این بود که با ضربه نظامی می‌توان مردم تحریک کرد تا بیایند و کار را تمام کنند

صفار هرندی با اشاره به آمریکا و محاسبات و تصورات غلط او از جنگ علیه ایران ، اظهار کرد: تصور آمریکایی‌ها این بود که با ضربه نظامی می‌توان مردم، به‌ویژه کسانی را که شیفته غرب و سپاه هستند، تحریک کرد تا بیایند و کار را تمام کنند، اما این طرح جواب نداد. برعکس، جامعه داخلی این‌بار ایده آمریکایی‌ها را پیش‌بینی کرد؛ ابتدا با تحریک داخلی آشوب راه بیندازیم و سپس عملیات نظامی انجام دهیم. این ترفند را آنجا مشاهده می‌کنیم که سرمایه اجتماعی ترمیم‌شده، دوباره آسیب‌پذیر و مستعد طراحی‌های شیطانی دشمن بیرونی می‌شود.

وی افزود: تردیدی نیست که با توجه به مطالبی که خودشان گفتند، حتی به نیروی آشوبگر وعده داده بودند که در فلان جا امکانات تسلیحاتی و غیره را به آن‌ها می‌رسانند و آنان گله می‌کردند که چرا این امکانات نیامده است. آمریکایی‌ها چند بار به ضدانقلاب گفتند که چرا نیامدید و تجهیزات را تحویل نگرفتید. این موضوع کاملاً طراحی‌شده بود، اما همین که استعدادی در داخل برای پذیرش این ایده آشوبگرانه به وجود می‌آید، نشان می‌دهد سرمایه اجتماعی در اینجا تزلزل دارد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: این تزلزل ناشی از آن است که سیاست‌هایی که ما برای ارتباط با مردم، پاسخگویی به نیازهای مردم و برآوردن نیازهای مردم اتخاذ می‌کنیم، باید مداوم باشد و نقطه‌ای نباشد. مردم باید احساس کنند که نظام در مسیری برای حل مشکلات قرار گرفته است.

وی ادامه داد: من معتقدم بخشی از این موضوع به آیین حکمرانی ما در موضوعات مختلف بازمی‌گردد. شما دیگر باید موضوع حکمرانی را از حکومت متفاوت بدانید. حکمرانی ما در مقوله تأمین مواد غذایی چگونه باید باشد؟ قواعد حاکم بر تأمین نیازهای اساسی را باید در اینجا مشخص کنیم. روشن است که ما باید همواره درصدد ترمیم آیین حکمرانی باشیم.

صفار هرندی عنوان کرد: این نیز مشخص است که اصول باعث می‌شود شما تاکتیک‌های خود را متناسب با شرایط تغییر دهید. نکته دوم این است که از چند سال پیش، یک تغییر نگرشی در سمت‌وسوی نحوه حکمرانی در میان مسئولان و مقامات آغاز شده است. من این موضوع را به صورت برآیند بیان می‌کنم. کسانی همچنان معتقد بودند که دست به ترکیب هیچ جایی نباید زد و کسانی هم تا اسم تغییر می‌آید، سراغ انقلاب، یعنی دگرگونی بنیادین، می‌روند.

وی افزود: کسانی که معتقد بودند از اساس باید نظام را عوض کرد، به جای تغییر آیین حکمرانی در مقولات مختلف، در حقیقت به هیچ وجه نظام را دارای خصلت‌های اصلاح‌پذیری نمی‌شناسند. برخی از آنان گفته‌اند که از اساس اشتباه بوده و اصلاً تأسیس جمهوری اسلامی اشتباه بوده است. کسانی که این‌گونه فکر می‌کنند، خارج از این محاسبه‌ای که ما داریم، قرار می‌گیرند و آن جریان، جریانی بدون نسبت با حل مسائل داخلی محسوب می‌شود.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: در میان اصلاح‌طلبان، طیف‌های مختلفی داریم؛ از گروهی که به صورت بنیادی معتقد است باید سیستم دگرگون شود و در حقیقت ضدانقلاب اسلامی هستند و معتقدند نباید نوع اسلامی می‌بود و باید مثلاً یک نظام دموکراتیک با مشخصات آنچه در دنیای معلومات ۳۰ مشخصه دارد، شکل بگیرد.

وی ادامه داد: اما کسانی که قبول دارند در چارچوب همین سیستم جمهوری اسلامی با مشخصات شناخته‌شده قانون اساسی، باید اتفاقی بیفتد و تغییرات و ترمیم صورت بگیرد، این‌ها را ما وارد این بحث می‌دانیم.

صفار هرندی اظهار کرد: منتها باز طیفی هستند از کسانی که معتقدند شاید بخش‌های جدی از قانون اساسی را باید تغییر داد و برخی نیز معتقدند در چارچوب همین قانون اساسی می‌شود با برآورد و برداشت جدید از قوانین، اتفاق جدیدی را رقم زد.

صفار هرندی  اظهار کرد: از زمره کسانی که خیرخواهانه در جمع اصلاح‌طلبان وارد این بحث شدند و به دوستان خود تذکر دادند که قدرت ورود آنان در مباحث، از جنس ساختارشکنی است، باید پذیرفت که ساختار کلی نظام حفظ شود و روزنه‌هایی به سمت آینده بهتر گشوده شود؛ یعنی اصلاحاتی که در چارچوب نظام انجام گیرد.

وی افزود: دسته‌ای که بیشتر با تیپ آقای جلالی‌پور شناخته شده‌اند، در قیاس با مجموعه جریان اصلاحات اکثریت نیستند، اما اقلیتی تأثیرگذار و مسئله‌ساز هستند؛ یعنی مسئله و پرسش ایجاد می‌کنند. این تغییر نگرش در مسئولان و مقامات مختلف را می‌توان در عمل مشاهده کرد.

وی ادامه داد: حتی تأثیر این بازنگری در رفتارهای سطوح عالی نظام و حتی در سطح رهبری را می‌توان در مواجهه با موضوعات و مسائل مشاهده کرد؛ بازنگری‌ای که در سمت‌وسویی قرار دارد که بتواند رضایت‌مندی بیشتر مردم را فراهم کند.

وی بیان کرد: یک مثال ساده این است که کسانی که می‌خواستند در حسینیه خدمت رهبر شهیدمان مشرف شوند، خانم‌ها مقید بودند حتماً چادر بر سر داشته باشند. این موضوع احتمالاً از سوی تشریفات آنجا ابلاغ شده بود، اما از زمانی به آنان گفته شد که لزومی ندارد حتماً چادر بر سر داشته باشند و می‌توانند با همان سبک پوششی که دارند و در چارچوب حجاب حاضر شوند. بنابراین، شکل حجاب برتر الزاماً مطرح نبود و پای مانتو و روسری به بیت باز شد.

وی عنوان کرد: این تدبیر جالب بود و دوستانی که آن زمان خانم‌ها را می‌شناختند، می‌دانستند که این موضوع برای آنان جا افتاده بود و از بیت به آنان گفته می‌شد که مقید به انجام این کار نیستند و حتی بهتر است همان‌گونه که همیشه هستند، حاضر شوند.

وی افزود: این روند ادامه پیدا کرد تا دو سال پیش و در حسینیه امام که محل بود، دیده نشده بود مثلاً سه سال کسی کف نزده باشد، اما در این اواخر، وسط سخنرانی چنین اتفاقی افتاد. این موضوع شاید به قول یکی از دوستان برای بچه‌ها مسئله ساده و کوچکی باشد، اما وقتی در ابعاد و عظمت موضوع نگاه می‌کنیم، تغییراتی از این جنس در جایگاه‌های مختلف اتفاق می‌افتد.

ضرورت تحول و تغییر مثبت

وی ادامه داد: ضرورت تحول و تغییر مثبت، موضوعی است که خود آقا چند بار بر آن تأکید کردند. تحول، ابعاد مختلفی دارد و باید تحولاتی در چارچوب پذیرش اصل نظام ایجاد شود. معتقدم آغازی، اگرچه بطئی و تند، اما خوب و خجسته، در سمت‌وسوی این تغییر و تحول داشتیم.

وی اظهار کرد: مهم‌ترین اتفاقی که بعد از جنگ، مخصوصاً بعد از جنگی که منجر به شهادت رهبر عزیز انقلاب شد، رخ داد، این است که موضوعی که همیشه برای کشور هولناک و به نوعی کابوس بود، یعنی اینکه «وفات رهبری چه می‌شود»، پس از این اتفاق و با توجه به پیش‌بینی‌ای که خود آقا داشتند، به یک موضوع جدی در کشور تبدیل شد و آن، برانگیخته شدن مردم بود.

وی بیان کرد: در برخی جاها این مسئله تضعیف شده، در برخی جاها جمع شده و در برخی موارد نیز با چالش همراه بوده است. باید در اندیشکده‌ها و پژوهشکده‌ها بررسی شود که آیا برگزاری یک شب باشکوه در هفته کافی است یا اصل موضوع نباید تعطیل داشته باشد و حکمرانی در این زمینه باید استمرار داشته باشد.

وی افزود: این تنها یک بخش از مسئله است؛ اما آن بعثتی که آقا وعده دادند و فرمودند مردم مبعوث می‌شوند تا کار را تمام کنند، به نظر می‌رسد در ابعاد مختلف، از جمله ابعاد فرهنگی، قابل مشاهده است.

وی ادامه داد: اگر از وضعیت فرهنگی جامعه خود ناراضی هستیم، عامه مردم، حتی کسانی که چندان با آداب و نظام همراه نیستند، از برخی ناهنجاری‌ها ناراحت هستند و می‌گویند بعضی مسائل از حد گذشته است. این ناراحتی فقط در قالب حجاب و موضوعات مشابه تظاهر ندارد. اگر در رفتار مردم و زیست روزمره آنان جلوه‌های ناپسند، خدای‌ناکرده دروغگویی، شکستن عهد و وفای به عهد، تنبلی و سستی رایج شود، طبیعی است که اوضاع فرهنگی جامعه نامطلوب نشان داده شود.

وی عنوان کرد: حضرت آقا در سفر به خراسان شمالی، بیست و چند مورد را برشمردند. احساس می‌شود این مسائل، نکات نامطلوبی هستند و باید برای تغییر آنها اقدام کنیم. بخشی از این موضوع به فرهنگ عمومی بازمی‌گردد؛ بخشی که ما به عنوان کارگزار دولتی، چه در گذشته و چه پس از آن در موقعیت‌های مختلف حکمرانی عمومی کشور، نسبت به آن غفلت کرده‌ایم.

فرهنگ عمومی، بخش مورد غفلت ما در حوزه فرهنگی بوده است

وی گفت: فرهنگ عمومی، بخش مورد غفلت ما در حوزه فرهنگی بوده است؛ در حالی که اصلی‌ترین دغدغه وزیر ارشاد، بیشتر گذران معیشت هنرمندان، تئاتر، موسیقی و سینما و رسیدگی به مسائل آنان بوده است. در حالی که موضوع اصلی فرهنگ عمومی این است که جامعه به کدام سمت حرکت می‌کند و مردم چگونه رفتار می‌کنند.

وی افزود: صد سال پیش، شهرهای ما دارای لقب بودند؛ مثلاً یزد «دارالعباده» بود؛ لقبی که از اسم شهر جدی‌تر بود و در اسناد رسمی برای معرفی آن، این صفت در بالای اسناد درج می‌شد. در حقیقت، بعثت فرهنگی و اجتماعی باید به این سمت باشد که تعاون و دست‌به‌دست دادن برای حل مسائل، به موضوع اصلی ما تبدیل شود.

وی ادامه داد: خوشبختانه دولت به این موضوع توجه کرده است که باید محله‌ها را فعال کنیم. اگر حکمرانی سنجیده پیش برود، این موضوع بسیار مهم است. برخی حکمرانی حل‌محور را فقط در قالب امنیت دیده‌اند؛ اینکه اگر زمانی خطری ایجاد شد، خود محله بتواند در برابر آن قیام کند. این نیز بخشی از موضوع است، اما بخش جدی‌تر آن این است که اداره محل بر عهده خود مردم باشد و مسائل آن را خود آنان حل کنند.

در حال تکمیل

کد مطلب 6939792

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha